معنی سنم
5 بازدید
[ سُ نْ نَ ] (ع اِ) ماده گاو. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ سَ نِ ] (ع ص) گیاه که شکوفه آورده باشد. || شتر بلندکوهان. || ماء سنم؛ آب که بر روی زمین باشد. || (مص) بزرگ کوهان گردیدن شتر. (منتهی الارب) (آنندراج). بلند شدن کوهان. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «سنم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نم» برای سرودن شعر