معنی سنغر
6 بازدید
[ سُ غُ ] (اِ) مرد آژین کنندهٔ آسیا. (یادداشت مؤلف).[ سُ غُ ] (اِخ) ابن مودود. رجوع به سنقر، سنقربن مودود، سلاجقه و سلجوقیان شود.
کلمات همقافیه با «سنغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر