معنی سنع
6 بازدید
[ سَ نَ ] (ع اِمص) خوبی و جمال. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ سِ ] (ع اِ) خوردگاه دست یا بریدگی که میان پیوند دست و ذراع است یا استخوان کف دست که با انگشتان و خوردگاه دست اتصال دارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سنع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر