معنی سنسان
8 بازدید
[ سَ ] (ص، اِ) سخن غیر فصیح و بلیغ. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری). سخن نافصیح و غیربلیغ و سنسن. (ناظم الاطباء): که انشاء من بنده مدح تو را نه سنسان نظمی است نی سرسری. مولانا مظهری (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سنسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر