معنی سنرد
7 بازدید
[ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان دماوند. دارای ۶۰۰ تن سکنه است. آب آن از حبله رود. محصول آنجا غلات، پنبه، بنشن، لبنیات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری، قالیچه، گلیم، جاجیم و پلاس بافی است. دبستان دارد و ساکنین آن از طایفهٔ اصانلو هستند و عده ای از آنها در تابستان به ییلاق فیروزکوه میروند. مزرعهٔ بیگلربگی که در انتهای رودخانهٔ حبله رود واقع است جزو این ده بوده، نیزار طولانی در کنار و کف رودخانه دارد که نی آن بوسیلهٔ زارعین ده جمع آوری شده و مصرف صادراتی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «سنرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر