معنی سندان شکستن
6 بازدید
[ سِ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) خرد کردن سندان. بقطعات کردن سندان. - سندان بمشت شکستن؛ خرد کردن سندان بزخم و ضرب مشت و آن کنایه از کار ناممکن است : بخردان مفرمای کار درشت که سندان نشاید شکستن بمشت.سعدی. رجوع به سندان شکستن شود.
کلمات همقافیه با «سندان شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر