معنی سنجوق
4 بازدید
[ سَ جُ / جَ ] (ترکی، اِ) کمر. کمربند. (برهان) (غیاث). کمربند. منطقه. (ناظم الاطباء). || چهار ذرعی. (برهان). || علم. نشان. (برهان).
کلمات همقافیه با «سنجوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر