معنی سنجلاط
8 بازدید
[ سِ جِ ] (ع اِ) نوعی از ریحان. (ناظم الاطباء). گلی خوشبوی. (اقرب الموارد). اسم یاسمین است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). پلنگ مشک. (مهذب الاسماء). فرنجمشک.[ سَ جِ ] (اِخ) نام موضعی است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سنجلاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر