معنی سنجری خراسانی
8 بازدید
[ سَ جَ یِ خُ ] (اِخ) از قدما و شعرا بوده و مدّاحی سلطان سنجر سلجوقی مینموده. وی به بین الشعرا مشهور و معروف است و در زمان سلطان نهایت جلالت داشته، چنانکه انوری در جایی از اشعار خود گوید: اینکه پرسد کانوری به یا فتوحی در سخن یا سنجری. اما اشعارش از بین رفته. این رباعی از او باقی مانده که بجهت آبله گفته است: گر بر رخ چون ماه تو ای جان جهان از آبله چون ستارگان هست نشان حسن تو نهان نگردد ای ماه بدان هرگز ز ستاره مه نگشته ست نهان. (مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۲۴۹).
کلمات همقافیه با «سنجری خراسانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر