معنی سنجرد
6 بازدید
[ ] (اِخ) قریه ای است به مرو از روستای فندین یا فریدین. و از آنجاست ابومسلم صاحب الدعوة. (شرح احوال رودکی چ سعید نفیسی ج ۱ ص ۲۸۸).
کلمات همقافیه با «سنجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر