معنی سنتورزن
7 بازدید
[ سَ زَ ] (نف مرکب) آنکه سنتور نوازد. (فرهنگ فارسی معین): کبک ناقوس زن و شارک سنتورزنست فاخته نای زن و بط شده طنبورزنا. منوچهری.
کلمات همقافیه با «سنتورزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر