معنی سنبوسه
5 بازدید
[ سَمْ سَ / سِ ] (اِ) شکل مثلث در لباس و سجاف جامه عموماً و در لچک زنان خصوصاً. (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || نانی است کوچک و شیرین آنرا قطاب خوانند. (آنندراج). قطاب. (ناظم الاطباء): و اگر بی خوابی رنجه دارد از برگ کوک، کدو و اسفاناخ سنبوسه سازند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). در بزماورد و سنبوسه زهر پنهان و تعبیه کردند. (تاریخ بیهق ص ۱۳۲).
کلمات همقافیه با «سنبوسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر