معنی سنبل کردن
6 بازدید
[ سَمْ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عوام، سرسری انجام دادن کاری را. اجرای امری بطور سطحی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سنبل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر