معنی سمیرا
7 بازدید
[ سَ ] (اِ) شاخی که بدان حجامت کنند. (برهان) (فرهنگ رشیدی). شاخ حجامت. (آنندراج).[ سَ ] (اِخ) موضعی است در راه مکه مظمه. (جهانگیری). موضعی است دو منزلی در طریق مکه بعد از «ثور» و پیش از «حاجر» واقع شده است. گویند در اطرافش کوه ها و بیشه ها یافت شود. (از معجم البلدان): وز پی خضر و پر روح القدس چون خط دوست در سمیرا سدره بر جای مغیلان دیده اند. خاقانی. رجوع به نزهة القلوب ص ۱۷۶ شود.[ سَ ] (اِخ) نام عمهٔ شیرین و ترجمهٔ مهین بانو است. (آنندراج). مهین بانو عمهٔ شیرین باشد. (برهان) (فرهنگ رشیدی): سمیرا نام دارد آن جهانگیر سمیرا را مهین بانو است تفسیر.نظامی.
کلمات همقافیه با «سمیرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر