معنی سمپاشی
6 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) پاشیدن سم در جائی برای انهدام حشرات، مانند: مگس، پشه و غیره. (فرهنگ فارسی معین). || بمجاز، گفتن سخنانی برای تولید اختلاف در میان جمعی و ایجاد فساد، یا تبلیغ بد کردن ضد کسی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سمپاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر