معنی سمهری
8 بازدید
[ سَ هَ ] (ص نسبی، اِ) نیزهٔ درشت و راست منسوب به سمهر که شخصی بوده نیزه ساز. (ناظم الاطباء). نیزهٔ درشت و رست یا منسوب است بسوی سمهر شوهر ردینه و آن هر دو نیزه را بثقاف راست میکردند یا منسوب است بسوی دهی به حبشه. (منتهی الارب) (آنندراج). نیزهٔ سخت و منسوب بسوی سمهر است شوهر ردینه که هر دو راست میکردند نیزه ها را یا منسوب است بسوی دهی بحبشه. (شرح قاموس). - رمح سمهری؛ منسوب بمردی که نیزه های نیکو ساختی و رمح سمهری و رماح سمهریه منسوب بوی است. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «سمهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر