معنی سمهدر
6 بازدید
[ سَ مَ دَ ] (ع ص) فربه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) نره. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || (ص) شهر فراخ. || زمین دور اطراف بی نشان که راه گم کنند در آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سمهدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر