معنی سمنیه
7 بازدید
[ سَ مَ نی یَ ] (اِخ) قومی است به هند دهریه یا از بت پرستان مائل بتناسخ. (آنندراج) (دهار). پیغامبر آنان بودآسف و بیشتر اهل ماوراءالنهر پیش از مسلمانی بدین دین بوده اند. و آنان سخی ترین مردم جهان و دیانتها شده اند. چه پیغامبر آنان گفتن (نه) را حرام شمرده و کلمهٔ (نه) پیش آنان کلمهٔ اهریمنی است. (از ابن الندیم). شمنیه. رجوع به شمنیه و کشاف اصطلاحات الفنون شود. نام فرقهٔ مذهبی است و خود کلمه از کلمهٔ سُمَن مشتق است که یا نام مؤسس کیش دین و فرقه و یا به تعبیر بعضی از لغویون اسلامی اسم بت ایشان بوده. این فرقه ابتدا در هند بظهور رسیده و مذهب سمنی گویا اصلاً مستخرج از ادیان هندی است و سمنیه بقدمت عالم و تناسخ ارواح عقیده داشته و منکر نظر و استدلال بوده اند و میگفتند برای شناختن اشیاء راه دیگری جز وسیلهٔ حواس خمسه ممکن نیست. این فرقه در چین و هند و خراسان زیاد بوده اند و در قرن دوم هجری یکی از مشاهیر ایشان به اسم جریربن حازم ارزی در بصره با عمروبن عبید (۸۰ -۱۴۴ هـ . ق.) متکلم معروف معتزلی مناظره کرده است. برای عقاید این فرقه رجوع به الفهرست ص ۳۴۵، مفاتیح العلوم خوارزمی چ مصر ص ۲۵، الفرق بین الفرق ص ۳۴۶، شرح مقاصد ج ۱ ص ۳۳ و خاندان نوبختی ص ۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «سمنیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر