معنی سمنخد
7 بازدید
[ سَ مَ خَ دد / خَ ] (ص مرکب) آنکه رخسار وی مانند یاسمن سپید و خوشبوی باشد. (ناظم الاطباء): لطیف اندامی، ماهرویی، سلسله مویی، عنبرجعدی، سمن خدی. (سندبادنامه ص ۲۵۹).
کلمات همقافیه با «سمنخد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خد» برای سرودن شعر