معنی واژه سمرود
4 بازدید
[ سُ ] (ع ص) دراز. (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ سِ ] (اِ) یکی از مراتب خداشناسی است که از مؤثر پی به اثر بردن و از علت معلول را شناختن باشد؛ و به اصطلاح صوفیه تازیه نام این مرتبه جمع است. باید دانست که نزد محققین درجات مردم در معرفت ایزد تعالی بر سه گونه است: یکی آنکه گروهی از مقلدین خالق را در مخلوق پوشیده و اصلاً نبینند و آن حضرت را از مخلوق پوشیده و جدا دانند و این مرتبه را که ادنی مراتب ایزدشناسی است ویژه درونان فارسی یعنی صاف دلان بلغت فارسی فرجندشای و نشیب سار و به عربی فرق گویند و صاحب فرق را ذوالعقل نیز خوانند، دیگر اینکه بعضی از موحدین در جمیع اعیان و هستی پذیرفتگان بوجود وحدت صرف نکردند و بسایر موجودات التفات ننمایند و این پایه را که اوسط درجهٔ معرفة اللََّه است هیربدان پارس سمرود و گردوند بکسر کاف فارسی و عربان جمع و صاحب جمع را ذوالعین خوانند. مرتبهٔ سیم آن است که بعضی از محققین کامل ملاحظهٔ هر دو مراتب را فرموده حق را در خلق و خلق را در حق بیند و بشهود یکی از دیگری محجوب نمایند، بلکه وجود واحد را از وجهی حق بیند و از وجهی خلق و ایشان را کثرت مانع مشاهدهٔ وحدت، و وحدت مزاحم معاینهٔ کثرت نگردد و این رتبه را که اعلی مراتب است پارسیان ایرانیان سمرودسمرود و کروندکروند گویند و تازیان جمع الجمع خوانند و صاحبان مقام جمع الجمع را ذوالعقل و ذوالعین خوانند، پس سمرود به معنی جمع الجمع است. شیخ محمود شبستری در گلشن راز گفته است... وقتی در منقبت گفته ام : رسته از پایگاه سمراد است شسته بر پیشگاه سمرود است. (آنندراج). توضیح آنکه این لغت برساختهٔ فرقهٔ آذرکیوان است و از دساتیر آنندراج نقل شده است.