معنی واژه سمرقندی
6 بازدید
[ سَ مَ قَ ] (ص نسبی) منسوب به سمرقند. از اهالی سمرقند.[ سَ مَ قَ ] (اِخ) شمس الدین محمدبن اشرف الحسینی. بسال ۶۹۰ هـ . ق. درگذشته است. او راست: ۱ -آداب سمرقندی در بحث و مناظره. ۲ -قسطاس المیزان در منطق. (از معجم المطبوعات).[ سَ مَ قَ ] (اِخ) ابوالقاسم بن بکر اللیثی، از علمای نیمهٔ دوم قرن ۷ هجری است. او راست: ۱ -حاشیهٔ ابی القاسم اللیثی السمرقندی علی الطول. ۲ -الرسالة السمرقندیه و آن رساله ای است در استعارات و در بیان. ۳ -شرح بر رسالة الوضعیة مستخلص الحقائق شرح کنیز الدقائق. (از معجم المطبوعات).[ سَ مَ قَ ] (اِخ) نجیب الدین ابوحامد محمدبن علی بن عمر السمرقندی. طبیبی فاضل بود. او راست: کتب و تصانیف متعدد منجمله کتاب اغذیة و کتاب الالباب و العلامات در طب وی بسال ۹۱۶ هـ . ق. درگذشته است. (از معجم المطبوعات).[ سَ مَ قَ ] (اِخ) ملقب به ابواللیث (۳۷۵ هـ . ق.). نصربن محمدبن احمدبن ابراهیم فقیه سمرقندی مشهور به امام الهدای. او راست: ۱ -بستان العارفین (او) کتاب البستان. ۲ -تنبیه الغافلین. ۳ -قرة العیون و مفرح القلب المحزون. (از معجم المطبوعات).