معنی سمباده
7 بازدید
[ سُ دَ / دِ ] (اِ) سنگی سخت که در تیز کردن و جلا دادن شمشیر و کارد بکار میبرند. (از ناظم الاطباء). سنگی است که صیقل را شاید. (لغت نامه اسدی). سنگ سمباده. (فرهنگ فارسی معین): از این کوه سمبادهٔ زر برند هم ارزیز و پولاد و گوهر برند. اسدی.
کلمات همقافیه با «سمباده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر