معنی سماکین
7 بازدید
[ سِ کَ ] (اِخ) تثنیهٔ سماک که سماک رامح و سماک اعزل است : گرچه در حلق سماکین افکنم چون کمند امتحان خواهم فشاند.خاقانی. با سمک گردون مساوی و با سماکین موازی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «سماکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر