معنی سماع کردن
10 بازدید
[ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) پایکوبی و رقص کردن : از سحر حلال او ظریفان کردند سماع با حریفان.نظامی. بلبل سماع بر گل بستان همی کند من بر گل شقایق رخسار میکنم.سعدی.
کلمات همقافیه با «سماع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر