معنی سماعیلی
8 بازدید
[ سِ ] (ص نسبی، اِ) قربانی. (آنندراج).[ سِ ] (ص نسبی) پیروان اسماعیلیه : از این مشتی سماعیلی ایام وزین جوقی سرابیلی برزن.خاقانی. رایت اسحاق از او عالیست ضدش اگر هست سماعیلی است.نظامی.[ سِ ] (اِخ) طایفه ای است گمراه که قضیب اسب را پرستش میکنند. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سماعیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر