معنی واژه سماجت
6 بازدید
[ سِ جَ ] (ع مص) نازیبا شدن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِمص) زشتی و عیب ناکی. (غیاث). معیوبی. (ناظم الاطباء): و کلمات و مقدمات او را در لباس سماجت و تقبیح عرض داده. (سندبادنامه ص ۱۱۳). مگر ملک هند را که بسبب سماجت و زشتی منظر راه نداد. (جهانگشای جوینی). || بی شرمی. || فضاحت و رسوایی. || آلودگی. || اصرار در کارهای زشت. (ناظم الاطباء).