معنی سلیق
7 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) آنچه فروریزد از درخت. || گیاه شبرق خشک. || شهد که مگس در خانه نهاده باشد. || جانب راه. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به سلق شود.
کلمات همقافیه با «سلیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر