معنی سلیطه
9 بازدید
[ سَ طَ ] (ع ص) زن دراززبان. (منتهی الارب) (زمخشری) (دهار). زن هرزه چانه و زبان دراز. (آنندراج). چیره بر شوی. (یادداشت مؤلف). زن غوغایی و فتنه انگیز و زبان دراز و چغاز. (ناظم الاطباء): این شوی کش سلیطه هر روزی بنگر که چگونه روی بنگارد.ناصرخسرو. - امثال: از سه چیز باید حذرکرد: دیوار شکسته، زن سلیطه، سگ گیرنده. زن سلیطه سگ بی قلاده است زن سلیطه شوهر مرد است.
کلمات همقافیه با «سلیطه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طه» برای سرودن شعر