معنی سلیخه
7 بازدید
[ سَ خَ ] (ع اِ) پوست درختی است دوایی و بهترین آن سرخ رنگ و سطبر باشد مانند دارچینی درهم پیچیده بود، گرم و خشک است در سوم. (برهان). پوست شاخهای درختی است خوشبو. (آنندراج) (منتهی الارب). چند نوع است بهترین آن است که سرخ بود و چوب او باریک بود و پوست سطبر طعم و بوی آن خوش بود و زبان را بگزد در چوب آن منفعتی نیست در پوست آن است. گرم و خشک است بدرجهٔ دویم بادهای غلیظ تحلیل کند و در وی قوتی است قبض کننده و بدین قوت داروهای قابض را یاری دهد و بقوت تحلیل کننده داروهای سهل را و بهر دو وقت اندامها را قوت دهد. رحمت خداوندی و قدرت آفریدگاری این جا پدید آید که مانند این کارها درهم تعبیه کند از بهر منفعت بندگان {/Bفَتَبََارَکَ اَللََّهُ أَحْسَنُ اَلْخََالِقِینَ. ۱۸-۲۱۲۳:۱۴/}(قرآن ۲۳/۱۴) (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به الفاظ الادویه، تحفهٔ حکیم مؤمن، فهرست مخزن الادویه و اختیارات بدیعی شود. - سلیخةالسودا؛ نوعی از سلیخة. (تحفهٔ حکیم مؤمن). || فرزند. || روغن بار درخت به آن پیش از آنکه تربیت آن کنند. (منتهی الارب) (آنندراج). || سلیخة الرمث و کذا سلیخة العرفج؛ چوب خشک وی (سلیخة) است که مرعی نباشد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سلیخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر