معنی سلندر
7 بازدید
[ سَ لَ دَ ] (ص) در تداول عامه، حیران. متحیر. (یادداشت بخط مؤلف). سرگردان. ویلان. (فرهنگ فارسی معین). که نداند تکلیف او چیست. سرگردان و سلندر. سخت سرگشته و آواره.
کلمات همقافیه با «سلندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر