معنی سلمیه
7 بازدید
[ سَ می یَ ] (اِخ) شهری است نزدیک حمص و نسبت بدان سلمانی است. (فرهنگ فارسی معین). بر کران بادیهٔ شام نهاده و سلمیه همه فرزندان هاشم اند. (حدود العالم). و رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «سلمیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر