معنی سلمة
7 بازدید
[ سَ مَ ] (اِخ) مکنی به ابومحمد. شاگرد و مصاحب فراء بود و از زکریا یحیی فراء و ابوالعباس احمدبن یحیی تغلب نقل حدیث کرده است. او راست: معانی القرآن، سلوم العربیه و کتاب غریب الحدیث و غیره. (از معجم الادباء ج ۴ ص ۲۴۹).[ سَ مَ ] (اِخ) ابن الاکواع صاحب استیعاب و ابن اثیر وی را بفضیلت و مزیت ستوده اند. وی در میان اصحاب رسول بشجاعت و مهارت در تیراندازی مشهور بوده است. سلمة هفت غزوه در رکاب حضرت رسالت مآب بود و بسن هشتاد سالگی در سال ۷۴ هـ . ق. درگذشت. (نامهٔ دانشوران ج ۵ ص ۱۳۳). رجوع به الاعلام زرکلی شود.[ سَ مَ ] (اِخ) ابن هشام بن مغیرهٔ مخزونی. از صحابه و سابقین است. کفار قریش او را زندانی و آزار کرده اند. وی از آنجا گریخت و بعض وقایع را شخصاً شاهد بوده است و بسوی شام رفته است. وی بعد از وفات پیغمبر بمرج الصفر شهید شد. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۸۰).
کلمات همقافیه با «سلمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر