معنی سلمان
6 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) سنگ بزرگ. (مهذب الاسماء).[ سَ ] (اِخ) از صحابه است. رجوع به سلمان فارسی شود.[ سَ ] (اِخ) (میرزا...) از اهل اصفهان و بسیار خوش طبع و صحبت دوست بود. در زمان شاه مرحوم (شاه طهماسب اول) در دفتر کار میکرد در دورهٔ شاه اسماعیل دوم بوزارت رسید و در زمان شاه سلطان محمد وزیر اعظم، بلکه امیر اکرم شد. طبعی توانا داشت و دیوانی به اتمام رسانیده است. (مجمع الخواص صص ۴۱ -۴۲).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یاتری بخش گرمسار شهرستان دماوند. دارای ۲۲۹ تن سکنه است. آب آن از حبله رود. محصول آنجا غلات، پنبه، بنشن، انار و انجیر می باشد. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. مزرعهٔ حسن آباد و امامزاده گوشه جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه. دارای ۷۱۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات، زیره. شغل اهالی گله داری، کرباس و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش شوش شهرستان دزفول. دارای ۳۵۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات، برنج و کنجد. شغل اهالی زراعت است و ساکنین از طایفهٔ عرب میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) ابن حسن قرمطی فرزند ابوسعید حسن جنابی است. رجوع به ابوطاهر جنابی و ابوسعید جنابی شود.[ سَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمد مدت هشت سال در بغداد نحو و لغت نزد علی بن الدهان فراگرفت و در علم نحو بدرجهٔ کمال رسید. از قاضی ابی طبیب طبری حدیث شنیده است. در اصفهان توطن کرده و در بغداد بتدریس علم نحو پرداخته است. او راست: تفسیر قرآن، کتاب در قراآت و قانون فی اللغة در ده جلد. ایضاح ابی علی فارسی و دیوان متنبی و امالی را شرح کرده و بسال ۴۹۳ یا ۴۹۴ هـ . ق. درگذشته است. (معجم الادباء ج ۴ ص ۲۴۶).
کلمات همقافیه با «سلمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر