معنی سلفة
7 بازدید
[ سَ لَ فَ ] (ع اِ) گذشته و گذشتگان. (آنندراج) (غیاث از منتخب و غیره).[ سَ لِ فَ ] (ع ص) زمین کم درخت. (منتهی الارب) (آنندراج). مؤنث سلف. - ارض سلفة؛ زمین کم درخت. (ناظم الاطباء). || سه لب. لب شکری. (یادداشت مؤلف): [ محمد سلفی ] ابن احمد معرب سه لب است یعنی دارای سه لب، زیرا لب شکافته بود. (منتهی الارب).[ سُ لَ فَ ] (ع اِ) بچه مادهٔ کبک. (ناظم الاطباء).[ سِ فَ ] (ع اِ) زن برادر و هما سلفتان یعنی هردو زن هردو برادر یا خاص رجال است. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سلفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر