معنی سلطان ولد
7 بازدید
[ سُ وَ لَ ] (اِخ) بهاءالدین بن جلال الدین مولوی، عارف و شاعر. بسال ۷۱۲ هـ .ق. در قونیه وفات یافته. وی مدت سی سال پیشوای طریقت مولویه بود. سه مثنوی از او باقی است که معروفترین آنها مثنوی ولد یا ولدنامه است در تفسیر معانی عرفانی که بطبع رسیده. وی بزبان ترکی آشنایی کامل داشت و اشعاری به ترکی دارد. او را در تربت پدرش مولوی دفن کردند. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به از سعدی تا جامی و ریاض العارفین ص ۸۳ و مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۲۴۴ و رجال حبیب السیر ص ۱۲ و ۱۳ شود.
کلمات همقافیه با «سلطان ولد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر