معنی سلطان محمود
6 بازدید
[ سُ مَ ] (اِخ) ملقب به یمین الدوله و بزرگترین پادشاه سلسلهٔ غزنویان است و اول پادشاهی است که لقب سلطان گرفت و در زمان عبدالملک بن نوح سامانی، محمود بر خراسان استیلا یافته آن بلاد را از ید سامانیان خارج ساخت. سپس قهستان بدست او افتاد و در ۳۹۳ سیستان را گرفت. یمین الدوله به کرات لشکر به هندوستان کشید و با هندوها جهاد نمود و همچنین ایلک خان ترک را که قصد خراسان داشت بکلی منهزم نمود و بر ماوراءالنهر مسلط گردید. سپس بلاد غور را در سنهٔ ۴۰۱ فتح کرده احکام اسلام را در آن حدود مجرا ساخت. در سال ۴۰۷ دیار خوارزم را جزء متصرفات خود نمود و در ۴۱۶ قصد سومنات کرد و پس از فتح آن حدود و به دست آوردن غنایم زیاد بت معروف سومنات را هم بشکست و یک قسمت به غزنه آورده در عتبه مسجد قرارداد در ۴۲۰ ری را از مجدالدوله دیلمی گرفت. فلک المعالی منوچهر در تمام گرگان و مازندران خطبه بنام محمود خواند پسر محمود موسوم به مسعود زنجان و ابهر را فتح کرد. ابن کاکویه علاءالدوله در اصفهان اظهار اطاعت نمود. از وقایع مهم این دوره متفرق شدن ترکان «غز» در اطراف بلاد ایران است. سلطان محمود در ۴۲۱ هـ .ق. وفات کرد. این سلطان مردی عاقل، متدین، خبیر بود و ارباب علم و معرفت را در دربار خویش گرد کرد. (از تاریخ رازی ص ۱۸۵ -۱۸۶). رجوع به غزنویان و محمود شود.
کلمات همقافیه با «سلطان محمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر