معنی سلطان سلیمان
7 بازدید
[ سُ سُ لَ ] (اِخ) فرزند سلطان سلیم که در سال ۹۲۶ هـ . ق. به تخت سلطنت رسید: بداده زمان ملکت کامرانی بکاوس عهد و سلیمان ثانی.؟ وی جنگهای متعدد با ایرانیان کرده است. رجوع به تاریخ ادبیات ادوارد براون شود.[ سُ سُ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه، دارای ۱۰۳ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت، گله داری، چادر و کرباس بافی است. مزار سلطان سلیمان برادر امام رضا در این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سلطان سلیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر