معنی سلطان سلغرشاه
5 بازدید
[ سُ سُ غُ ] (اِخ) ابن سعد زنگی برادر اتابک ابوبکر پادشاه فارس و پسر سعد زنگی او را فریباش خان میخوانده اند، و بحسن صورت و سیرت و کمال و جمال نظیر نبوده است و آخرالامر از شربت غدر برادر ساغر عمرش مالامال شد. او راست: گر من چو تو بخت همنشین داشتمی با بخل همیشه دل بکین داشتمی زینسان که تویی و تو مرا میداری گرمن بدمی ترا چنین داشتمی. (از مجمع الفصحاء هدایت ج ۱ ص ۳۰). رجوع به سلغرشاه شود.
کلمات همقافیه با «سلطان سلغرشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر