معنی سلطان ابوسعید

معنی سلطان ابوسعید

[ سُ اَ سَ ] (اِخ) (۸۵۵ - ۸۷۳ هـ .ق.) فرزند شاهرخ نوهٔ میرانشاه از سلسلهٔ تیموری که بعداز وی بسلطنت رسید. اوضاع ممالک شاهرخ بعد از او قرین هرج و مرج شد از هر جانب یکی از امیرزادگان بدعوی سلطنت برخاست تا نوبت به سلطان ابوسعید نوادهٔمیرانشاه پسر تیمور رسید که همه مدعیان ملک را برانداخت. در مدت سلطنت ۱۸ سالهٔ او از اغتشاش ولایت ایران جلوگیری شد و قسمتی بزرگ از ممالک شاهرخ مجدداً انتظام گرفت. ابوسعید در آغاز کار بیاری ابوالخیرخان اوزبک که او را پناه داده بود بپادشاهی رسید و پس از تصفیهٔ امور خراسان و کابل و سیستان و خوارزم در ۸۷۳ بدست حسن بیک آق قویونلو کشته شد. رجوع به تاریخ مغول شود.

کلمات هم‌قافیه با «سلطان ابوسعید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید