معنی سلطان‌آباد

معنی سلطان‌آباد

6 بازدید
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران، دارای ۴۹۵ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، صیفی، انگور و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ سُ ] (اِخ) نام قدیم شهرستان اراک است. رجوع به اراک شود.
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان افشاریه ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران، دارای ۱۵۰ تن سکنه است و آب آن از قنات و رود کردان است. محصول آن غلات، صیفی، بنشن، چغندرقند، لبنیات و شغل اهالی زراعت و صیفی و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومه بخش زرند شهرستان ساوه، دارای ۱۰۰ تن سکنه و آب آن از قنات شور است. محصول آن غلات، پنبه، چغندرقند، باغات، بادام و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین، دارای ۲۷۰ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، پنبه، کشمش، بادام، کرچک و شغل اهالی زراعت، گلیم، جاجیم و جوراب بافی است. از آثار تاریخی قلعهٔ خرابه ای وجود دارد. مزرعهٔ اسماعیل آباد جزء این ده است کنار راه شوسه و راه آهن واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سجاس رود بخش قیدار شهرستان زنجان. دارای ۲۳۱ تن سکنه و آب آن از قنات و چشمه سار است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از استرآباد رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان، دارای ۲۶۰ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آنجا غلات، برنج، لبنیات و صنایع دستی زنان بافت پارچه های ابریشمی و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای ۱۷۰ تن سکنه و آب آن از چشمه و رود است. محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. دارای ۲۵۰ تن سکنه و آب آن از رودخانه و چشمه است. محصول آن غلات، نخود، بزرک، زردآلو و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان ملایعقوب بخش مرکزی شهرستان سراب. دارای ۵۴۵ تن سکنه و آب آن از رودخانه و چشمه است. محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل، دارای ۷۷۱ تن سکنه و آب آن از رودخانه بالخلو و چشمه است. محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر، دارای ۱۴۱ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات، حبوبات، سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. دارای محضر رسمی طلاق و ازدواج میباشد. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه. دارای ۱۶۰ تن سکنه و آب آن از چشمه سار است. محصول آن غلات، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی، جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سرورود بخش رزن شهرستان همدان، دارای ۱۲۰۰ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، انگور، لبنیات و حبوبات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنگاور شهرستان کرمانشاه، دارای ۴۶۵ تن سکنه و آب آن از قنات و فاضل آب رودخانهٔ فش و کبوترلانه تأمین میشود. محصول آن غلات دیمی و آبی و چغندرقند است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش قروه شهرستان سنندج. دارای ۱۶۹ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات، لبنیات و شغل دستی زنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر و کلیایی شهرستان کرمانشاهان. دارای ۱۵۰ تن سکنه و آب آنجا از زرسراب است. محصول آن غلات و حبوبات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. دارای ۱۴۰ تن سکنه و آب آن از رودخانهٔ موئیه و شاهپورآباد است. محصول آن غلات، حبوبات و توتون است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان عقیلی بخش شهرستان شوشتر، دارای ۱۵۰ تن سکنه و آب آن از کارون است. محصول آن غلات، برنج و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و ساکنین از طایفهٔ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش رامهرمز شهرستان اهواز است. این دهستان از شمال به دهستان رستم آباد، از خاور به دهستان ابوالفارس، از جنوب به دهستان جایزان، از باختر به رود مارون محدود است. از ۶ آبادی تشکیل شده و سکنهٔ آن ۱۳۰۰ تن است. محصول آن غلات، برنج و شغل مردان زراعت است. راههای دهستان مالرو است و دارای دبستان است. ساکنین از طایفهٔ شولی و شیرعلی میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) ده مرکز دهستان سلطان آباد بخش رامهرمز شهرستان اهواز. دارای ۶۰۰ تن سکنه و آب آن از رودخانهٔ ابوالفارس و رود مارون است. محصول آن غلات، برنج و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیلاخور بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. دارای ۴۵۵ تن سکنه و آب آن از چاه و قنات است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان قالیچه بافی است و راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد، دارای ۲۷۰ تن سکنه و آب آن از چشمه دیماندول است. محصول آن غلات، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان سیاه چادر بافی و طناب بافی است. راه مالرو دارد و ساکنین از طایفهٔ کریم خانی و میربیک بوده زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از بخش قلعه رزاس شهرستان اهواز دارای ۱۷۵ تن سکنه و آب آن از چشمه و قنات است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان کرباس بافی و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز. دارای ۱۵۰ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات و شغل اهالی کارگری شرکت نفت، زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد و ساکنین از طایفهٔ ۷ لنگ بختیاری میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز، دارای ۷۹۰ تن سکنه و آب آن از رود کر است. محصول آن غلات، چغندر و برنج است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز، دارای ۵۷۶ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، چغندر، برنج، پنبه، میوه جات و شغل اهالی زراعت و باغبانی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان فسا در بخش داراب شهرستان فسا، دارای ۱۲۵ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، حبوبات، پنبه و صنایع دستی قالی بافی میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ارزوئیهٔ بخش بافت شهرستان سیرجان، دارای ۶۰۰ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، حبوبات، پنبه و شغل اهالی زراعت، مزرعه درباغ جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از ریگان بخش فهرج شهرستان بم، دارای ۱۴۷ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، خرما و حنا است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سُ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش حومهٔ شهرستان سبزوار که در شمال خاوری سبزوار واقع است و محدود است از طرف خاور به دهستان طاغنکوه از شمال به بخش صفی آباد و بخش سرولایت از جنوب به دهستان رباط سرپوشیده و دهستان مرکزی باختر به دهستان طبس. محصول آن غلات، بنشن، پنبه و شغل مردان زراعت و کسب در شهر سبزوار و صنایع دستی زنان انواع کرباس بافی است. این دهستان از ۱۵ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل و مجموع نفوس آن در حدود ۷۹۶۲ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان سلطان آباد بخش حومهٔ شهرستان سبزوار. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است. شغل اهالی زراعت و کسب میباشد. دارای دبستان و پاسگاه ژاندارمری است. قراء مهم آن رباط گز. دارای ۳۲۶۳ تن سکنه. باغنجر دارای ۱۱۱۶ تن سکنه. ۸ باب قهوه خانه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاین بخش کلات شهرستان دره گز، دارای ۱۲۵ تن سکنه و آب آن از رودخانه است. محصول آن غلات، بنشن، و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. دارای ۱۴۶ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ازغند بخش فیض آباد شهرستان تربت حیدریه. دارای ۱۳۸ تن سکنه و آب آن از قنات و رودخانه است. محصول آن غلات، بادام و شغل اهالی زراعت، گله داری و قالیبافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان نسر بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، دارای ۷۳۸ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات، خشکبار، بنشن و شغل اهالی زراعت، گله داری، کرباس بافی است. راه مالرو دارد و از شیرآباد میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ شهرستان مشهد. دارای ۱۰۵ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیوره ژن بخش فریمان شهرستان مشهد، دارای ۹۸۱ تن سکنه و آب آن از رودخانه و قنات است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه شهرستان مشهد، دارای ۱۰۵ تن سکنه و آب آن از رودخانه و قنات است. محصول آن غلات، بنشن، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرنو بالا ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، دارای ۴۳۵ تن سکنه و آب آن از رودخانه است. محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان. دارای ۳۵۷تن سکنه و آب آن از رودخانه است. محصول آن غلات، برنج، صیفی، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از بخش نجف آباد به اصفهان، دارای ۳۴۳ تن سکنه و آب آن از قنات و چاه و زاینده رود است. محصول آن غلات، سردرختی، صیفی و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «سلطان‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید