معنی سلس

معنی سلس

5 بازدید
[ سَ لِ ] (ع ص) نرم و آسان. (منتهی الارب) (آنندراج) || رام. (منتهی الارب) (آنندراج). مردم منقاد. (دهار). - سلس البول؛ نوعی از بیماری مثانه که ضبط کمیز نتواند در وی. (منتهی الارب) (آنندراج). مرضی که بول بی اراده خارج شود. (از غیاث). علتی است که بول بی خواست خداوند علت میرود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی): حدیث وقف بجایی رسید در شیراز که نیست جز سلس البول و اندر او ادرار. سعدی. - سلس القول؛ روان گفتار. درست گفتار. - || پرگو. پرگفتار. - سلس القیاد؛ فرمانبردار. بی اراده. نرم عنان : و اذا طبخ [ یبروج ] مع الباج مقدارست الساعات لینه و حیره سلس القیاد لای شکل اُحب آن متشکل به. (ابن بیطار). و در نیابت وی سلس القیاد نبود. (تاریخ بیهق ص ۸۵). و شیر در نشیب و فراز از خوف جان سهل العنان و سلس القیاد او را منقاد می بود. (سندبادنامه ص ۲۱۹).
[ سَ ] (ع اِ) رشته شبه کشیده که داهان پوشند. || گوشواره. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ سَ لَ ] (ع مص) نرم خوی شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). نرمی و آسانی. (منتهی الارب) (آنندراج). || فرمانبردار شدن. (دهار). || روان شدن بول چنانکه آن را باز نتوان داشت. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || رفتن بیخ شاخ خرمابن. (منتهی الارب). || پوسیده و ریزه ریزه گردیدن چوب. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «سلس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید