معنی سلحفات
6 بازدید
[ سُ لَ ] (ع اِ) باخه. (غیاث) (دهار). کشف ماده. ج، سلاحف. (مهذب الاسماء) (آنندراج). سنگ پشت و لاک پشت و باخه. (ناظم الاطباء): چون زبانی اندر آتش، چون سلحفات اندر آب چون نمایم در بیابان چون بهایم در قرن. منوچهری. و زهرهٔ سلحفات را که اهل خراسان کشف گویند خاصیتی است در این باب. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). در میان آب و آتش کاین سلاحست آن سمند شیر مردان چون سلحفات و سمندر ساختند. خاقانی. || (اِخ) نام صورت نهم از نوزده صورت شمالی فلکی قدما که عرب آن را نسر واقع نیز گوید و به یونانی نامش لورا (جنگ) است. (مفاتیح العلوم). ابوریحان در التفهیم به این معنی کشف آورده. (التفهیم ص ۹۲).
کلمات همقافیه با «سلحفات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر