معنی سلان
5 بازدید
[ سُ لْ لا ] (ع اِ) جِ سالّ. رجوع به سالّ شود. || وادی فراخ دورتک درخت ناک. || جِ سلیل. رجوع به سلیل شود.
کلمات همقافیه با «سلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر