معنی سلامیات
6 بازدید
[ سُ مَ ] (ع اِ) جِ سلامی. استخوان انگشت دست و پا. (منتهی الارب) (غیاث): و استخوان انگشتها پانزده پاره است هر انگشتی سه پاره و این استخوانها را بتازی سلامیات گویند. (ذخیره خوارزمشاهی). || بیخ ناخن. (غیاث).
کلمات همقافیه با «سلامیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر