معنی سلامتجو
7 بازدید
[ سَ مَ ] (نف مرکب) آنکه براه سلامت رود. (فرهنگ فارسی معین). || صلح جوی و آرامش طلب. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سلامتجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر