معنی سلامان
5 بازدید
[ سَ ] (اِخ) بطن من قبیله طَیّ. و هم بنوسلامان، ابن ثعل، ابن الغوث، ابن طَئی. (صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۲۱). نام بطنی است از قبیله طی. آنان بنو سلامان بن ثعل بن الغوث بن طئی هستند. (از صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۲۱).
کلمات همقافیه با «سلامان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر