معنی سلاس
6 بازدید
[ سُ ] (ع اِمص) بیهوشی و رفتگی عقل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر