معنی سلاخی
10 بازدید
[ سَ لْ لا ] (حامص) پوست برکندن بزیادت «یای» مصدری بر سلاخ. (غیاث) (آنندراج). || شغل سلاخ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سلاخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر