معنی سلاحة
7 بازدید
[ سُ حَ ] (ع اِ) کمیز بز کوهی که در سنگلاخها منجمد شود. (منتهی الارب) (آنندراج). کمیز بز کوهی که بر سنگ ریخته و سیاه شده باشد و آن را از روی سنگ تراشیده مانند داروها خصوصاً در جذام بکار برند. (ناظم الاطباء). رجوع به الفاظ الادویه و تحفهٔ حکیم مؤمن و فهرست مخزن الادویه و رجوع به سلاحه شود.
کلمات همقافیه با «سلاحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر