معنی سلاجت
6 بازدید
[ سَ جَ ] (اِ) از دواهای بافائده است و اصل آن شاش بز کوهی است چنانچه بز کوهی در مستی بر سنگی بول میکند و بز کوهی دیگر چون بدانجا رسد و آنرا بو کند او نیز بول کند و بمرور ایام غلیظ میشود و بشکل قیر و مومیایی میگردد و در فرهنگ بشین معجمه و کسر جیم آورده و پارسی پنداشته اند. (آنندراج) (از رشیدی). دارویی است دوایی و آن سنگی باشد که بوی بول و شاش از آن برمی آید و گویند این لغت هندی است. (برهان). قسمی از استراک و میعه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سلاجت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جت» برای سرودن شعر